lost memories من کیمیام یه دختر 16 ساله و دوستای صمیمیم پگاه و سپید و پریساو راضیه ان آخرین مطالب
یک شنبه 22 دی 1392برچسب:, :: 18:1 :: نويسنده : kimiA
چشم من بیا من و یاری بکن....گونه هام خشکیده شد کاری بکن غیر گریه مگه اری می شه کرد؟...کاری از ما نمیاد زاری بکن......! نمونه اطهر یعنی یه سری خل و چل ....یعنی ما...! یه دل میگه برم برم یه دلم میگه نرم نرم ....! طاقت نداره این دلم دلم بی تو چه کنم ...! دوستی یعنی اینکه با دوستات یه اهنگ و داد بزنی و گریه کنی ...یعنی دوستی ما...! کاشکی می شد بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم ...چقدر مثل بچگی هام لالایی ها تو دوست دارم....! سادگی هاتو دوست دارم ...خستگی هاتو دوست دارم...چادر نماز زیر لب خدا ...خدا تو دوست دارم ...! دوستی یعنی بعد از جدایی بازم قلبهامون پیش همه ...یعنی به قول انشای من: درسته که از هم دوریم و دورمون کردن اما قلبهامون که پیش همه بوی عیدی ...بوی توپ...بوی کاغذ رنگی....بوی تند ماهی دودی وسط سفره ی نو.... بوی یاس جانماز ترمه ی مادربزرگ.. با اینا زمستونو سر می کنم ...با این خستگی مو در میکنم.... محبت یعنی:عید ...نوروز ...چهارشنبه سوری ...کولی ها ...ارش کمانگیر... ای که بی تو خودمو تک و تنها میبینم ....هرجا که پا میذارم تو رو اونجا میبینم ... یادمه چشمای تو پر درد و غصه بود....قصه ی غربت تو قد صد تا قصه بود .... یـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاد تو هرجا که هستم با منه داره عمر من و اتیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــش میزنه... یعنی دوربین مدرسه رو برداشتن و فیلم گرفتن ...یعنی جشنواره غذا ..... یعنی اسنک....یعنی کلاس علوم گل گلدون من شکسته در باد ....تو بیا تا دلم نکرده فریاد... گل شب بو دیگه شب بو نمیده......کی گل شب بو رو از شاخه چیده؟؟ دوستی یعنی اینکه بری توی حیاط با عدسی و بشینی بخندی توی یه دایره بزرگ دایره ای که 3 سالشه.............. سلام ای غروب غریبانه ی دل......... سلام ای طلوع سحرگاه رفتن............ سلام ای غم لحظه های جدایی.......... خداحافظ ای شعر شب های روشن......... خداحافظ ای روزای خوب دوستی..................
یک شنبه 19 آبان 1392برچسب:, :: 15:23 :: نويسنده : kimiA
بچه ها یه طرح ابتکاری متن اهنگ پرخاطره و مورد علاقتونو تو کامنت بنویسین بعد من همشونو به صورت یه پست خوشمل اپ کنم ایده دارما بوینیسین یک شنبه 19 آبان 1392برچسب:, :: 15:23 :: نويسنده : kimiA
بچه ها یه طرح ابتکاری متن اهنگ پرخاطره و مورد علاقتونو تو کامنت بنویسین بعد من همشونو به صورت یه پست خوشمل اپ کنم ایده دارما بوینیسین سه شنبه 23 مهر 1392برچسب:, :: 22:5 :: نويسنده : kimiA
سلام دوستای گلم خیلی ما تو مدرسه میخندیم بعضی موقع ها حالت تهوع میگیرم خخخخخخخ معلم شیمیمون کمی تا حدودی عصبین البته کمی سرکلاسش داشتم گوش میدادم به درس مثل بچه ی ادم یه لحظه صورتمو به اندازه ی 60 درجه چرخوندم دیدم پریسا نیشش تا پشت غده ی هیپوفیزش بازه سررخ شده خم شده تا رو مچ پاش داره ویبره میره . خواننده ی عمومی مریض نشده بود داشت میخندید در حد مرگ سرمو 60 درجه ی دیگه چرخوندم دیدم ارمغان سرشو گذاشته رو میز داره میخنده در حد مرگ حالا حال منو تصور کنید دقت کردین بعضی اوقات خنده گیر میکنه پشت گلوتون؟ یه دفعه میترکید؟؟ چکار کنم خو منم ترکیدما ارمغان کنترل از دستش خارج شد مرررررررررررد از خنده بلند بلند سر کلاس میخندید معلمه طی یک حرکت از قبل پیش بینی نشده برگشت سمت ما ارمغان سریع سرشو گذاشت روی میز خخخخ سرش درد میکرد زد زیر گریه منم نیشمو به زور بستم گفتم: خاک بر سرم ارمغان چی شده؟خوبی؟ سرت درد میکنه؟ارمغانم ادای گریه دراورده بود در حد لالیگا هیچی دیگه عوضی داشت میمرد از خنده اما گریه میکرد معلممون گفت چی شده دخترم؟ ارمغان: نمیدونم خانوم معلمه:سرت درد میکنه؟ ارمغان: اوهوم (بین هر دیالوگ ارمغان یه بار اب بینیشو میکشید بالا مثل بچه لوسا گریه میکرد) معلمه:چرا؟ ارمغان: نمیدونم خانوم یه هفته اس اینجوریم من دیگه نتونستم خودمو جمع کنم سرمو گذاشتم رو میز خندیدم بچه پریسا اونموقع یه مرده شور میخواست دیگه مرده بود از خنده ارمغان گریه میکرد صدا خنده میداد یه دفعه پوکید هیچی کلاس هنگ بودن همه دهنا اندازه غار علیصدر باز مثل خوشگل درخت نارگیل همه فهمیدن ما اسکل کردیمشون شروع کردن خندیدن خلاصه معلمه هم خندش گرفت ما هم خدا خواسته ترررررکیدیم مثل باباشاه بخونید این تیکه رو: ما ییه در چشماییه معلمییه نگاههیه میکردیم و میخندیدیم اوستادیه به ماییه نگاه ییه میکرد و میخندید) خلاصه خودمونو جمع و جور کردیم کلاس به روال عادی خودش برگشت یه کم گذشت من گفتم پریسا به چی میخندیی؟؟؟؟؟ پریسا: (یه ربع به طور عجیبی در چشمان من مینگرست و تامل میکرد دیگه داشت جان به جان افرین و تسلیم میگفت یادش اومد:)نمیدونم به خنده ی ارمغان خندیدم اپریسا:تو به چی میخندیدی؟ من: نمیدونم به خنده ی شما ارمغان اینا رو که شنید انگار که عرعر خر شنده باشه پووکید دوباره خنده ی لعنتی شروع شد من دیگه حال خنده نداشتم فکم درد میکرد حق داشت همش تا پشت غده ی هیپوفیزم باز بود دلمم درررد میکردا خداروشکر زنگ خورد ماهم افتادیم رو زمین خندیدیم تا زنگ بعد وقتی پریسا میخنده قیافش از موضوع خنده خنده دار تره ههههههههه بچه ها با عرض پوزش علت خنده ی ارمغان که باعثث خنده ی ما شد و نمیتونم بگم بالای 18 ساله زنگ بعد روی زمین نشستیم بودیم داریم از بغلناظم پریسا رد میشیم بلند داد میزنه :پشتت قهواییه من: :ا پرییسا خفه شو ناظم: این چه وضعشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اهل کاشانم
روزگارم بد نیست
تکه نانی دارم
خرده هوشی
سر سوزن ذوقی
مادری دارم بهتر از برگ درخت
دوستانی بهتر از اب روان
و خدایی که در این نزدیکی است
من... مسلمان
قبله ام یک گل سرخ..
جانمازم چشمه...
من وضو با طپش پنجره ها میگیرم
در نمازم جریان دارد ماه...
چهار شنبه 27 شهريور 1392برچسب:, :: 12:59 :: نويسنده : kimiA
خسته از تمام روزمرگي ها نشسته ام و فيس بوکم را به صحبت ميگيرم چهار شنبه 27 شهريور 1392برچسب:, :: 12:58 :: نويسنده : kimiA
چهار شنبه 27 شهريور 1392برچسب:, :: 12:6 :: نويسنده : kimiA
کاربر وبلاگید مثلا دوستای گرامی متشکرم از این که انقدر واقعا نظر میدید وقتی بهتون میگم اپ کردم پگاه تو چرا نمیای وبم؟ ارمغان......چی بگم نامردا حالا شماها خوبید یه سری ها میرم تو وبشون بهشون میگم اپ کردم نمیان وبلاگ قرن21 گلبرگ شیشه ای - عاشقانه تنها و....منم اپ نمیکنم تا همه نظر بدن بلیم پنج شنبه 7 شهريور 1392برچسب:, :: 16:53 :: نويسنده : kimiA
فهمید دارم حسرتی، داغی، غمی ؛ فهـمید
از حجــم اقیــانوس دردم شبنــــــمی فهمید
می گفت یک جــایی دلم دنبال آهویی است
فــال مــرا فــهمی نفــهمی مبهــمی فـهـمید
این کـولی زیبــا دو مــاه از ســـال می آمد
وقـتی کــه می آمد تمــام کــوچه می فهمید
اوداشـت هفـــده سـال- یا کمــتر- نمی دانم
مـی شد از آن رخسـار زرد گنــدمی فهمید
امسـال هــم وقتـی که آمد شهــر غـوغا شد
امسـال هــم وقتـی کــه آمـد عالــمی فهمید:
مـو فالـگیرم... اومدم فالت بگــیرم.... هـا
فهــمید دارم اضـطرابی ، ماتمـی ؛ فهـمید
دستــم به دستـش دادم و از تب ،تب سردم
بی آنکـه هـذیان بشـنود از مـن کمی فهمید
بخـتت بلـنده... ها گلو! چشمون دشمن کور
راز تــونـه گـفــتـم پریـنــو آدمــی فـهـمید
هی گفت از هر در سخن ؛ از آب و آیینه
از مهـره مار و طلسم و هر چه می فهمید
بـا اینهـمـه او کــولی خــوبی نخــواهـد شـد
هـرچـند از باران چشـمـم نـم نـمی فهمـید
مــی خـــوانــد از آیـیـــنه راز مــاه را امـا
یک عمـــر من آواره اش بودم، نمی فهمید
جمعه 1 شهريور 1392برچسب:, :: 21:59 :: نويسنده : kimiA
eleinaa:why dotn you let people see good in you؟ deimen:because when people see good thing ,they expect it i donot want to make my life by anyone expectation. الینا:چرا نمیذاری مردم خوبی هاتو ببینن دیمن؟چون وقتی مردم خوبی ببینن ازت انتظار دارن خوبی رو و نمیخوام زندگیمو بر پایه انتظارات دیگران بسازم حق حضانت برای تو ،درد زایمان برای من!
نام خانواده برای تو ،زحمت خانواده برای من!
چهار عقد ، برای تو ،"حسرت عشق" برای من!!
هزار صیغه برای تو ،حکم سنگسار برای من!
هوس برای تو! ،عفاف برای من!
برای تو فقط پوشش ع و ر ت ،برای من روکش! حتی شده صورت!!
هــــــــــــــزار ســـــــال گذشت این مرض درمان نشــــــــــــــد!! ..
براستی زن بودن کار مشکلی است :
شبیه یک دختر جوان به نظر برسی و مثل یک خانم مسن فکر کنیچهار شنبه 30 مرداد 1392برچسب:, :: 1:42 :: نويسنده : kimiA
چند تا خبر 1:تاتر دختر گل فروش کار اقای رحمتی کارگردان خوب اماده است برین ببینید تا6 شهریور 2:یه جشنواره تاتر کشوری خیلی خیلی توپ هستش پنج شنبه و جمعه امار تاترا رو درمیارم بهتون میگم این روزا اصلا اعصاب درست و حسابی ندارم اصلا کاش زوددتر تمام شه مردم نه دروغ میگویند......! نه خیانت میکنند.....! هرچه هست احساساتشون تو همون لحظه است نباااید بهش اعتماد کرد واقعا درسته نه؟
یک شنبه 27 مرداد 1392برچسب:, :: 16:59 :: نويسنده : kimiA
It Wil Rain
باران خواهد بارید
.
If you ever leave me, baby
Leave some morphine at my door
Cause it would take a whole lot of medication
To realize what we used to have, we don’t have it anymore
عزیزم,اگه یه موقع تصمیم گرفتی ترکم کنی
یه مقدار مورفین پشت در خونه برام بذار
چون درک این موضوع که قبلا چه چیزهایی رو داشتیم ولی الان از دستشون دادیم
مصرف داروی زیادی رو می طلبه
There’s no religion that could save me
No matter how long my knees are on the floor
Oh so keep in mind all the sacrifices I’m makin’
Will keep you by my side
to keep you from walkin’ out the door
هیچ مذهبی وجود نداره که بتونه منو نجات بده
هیچ اهمیتی نداره که چقدر وقت به زانو در اومده باشم
آه ولی به خاطر داشته باش که چه فداکاری هایی دارم انجام می دم
که تو رو در کنارم نگه دارم
برای اینکه نذارم از پیشم بری و ترکم کنی
Cause there’ll be no sunlight
If I lose you, baby
There’ll be no clear skies
If I lose you, baby
Just like the clouds, my eyes will do the same
If you walk away, everyday it’ll rain, rain, rain-ai-ai-ain
چون عزیزم اگه از دستت بدم
دیگه هیچ نوری برام وجود نداره
اگه از دستت بدم
دیگه آسمون صاف نمی شه
اگه ترکم کنی
چشمام درست مثل ابر خواهد بارید, خواهد بارید, خواهد بارررررررررررید
I’ll never be your mother’s favorite
Your daddy can’t even look me in the eye
Ooh if I was in their shoes, I’d be doing the same thing
Saying there goes my little girl, walking with that troublesome guy
من هرگز نمی تونم آدم دلخواه مادرت بشم
پدرت فکر نمی کنه که به اندازه کافی برات خوب باشم
آه اگه من جای اونا بودم همین کار رو می کردم
می گفتم که ببین دخترم داره با اون پسره ی دردسر ساز می ره
But they’re just afraid of something they can’t understand
Ooh but little darling to watch me change their minds
Yeah for you, I’ll try, I’ll try, I’ll try, I’ll try-y-y-y
I’ll pick up these broken pieces ’til I’m bleedin’
If that’ll make it right
ولی اونا فقط ازچیزی (عشقی) که نمی تونن درکش کنن می ترسن
آه ولی عزیزکم فقط برای اینکه ببینی که دارم کاری می کنم که تغییر عقیده بدن
آره برای تو , من سعی خودم رو می کنم, سعی می کنم, سعی ی ی می کنم
من سعی می کنم مشکلات زندگیمون رو سر و سامون بدم تا زمانی که از خستگی به حال مرگ بیفتم
اگر این کار همه چیزو تو زندگیمون درست کنه
Cause there’ll be no sunlight
If I lose you, baby
There’ll be no clear skies
If I lose you, baby
And just like the clouds, my eyes will do the same
If you walk away, everyday it’ll rain, rain, rain-ai-ai-ain
چون عزیزم اگه از دستت بدم
دیگه هیچ نوری برام وجود نداره
اگه از دستت بدم
دیگه آسمون صاف نمی شه
اگه ترکم کنی
چشمام درست مثل ابر خواهد بارید, خواهد بارید, خواهد بارررررررررررید
Oh don’t just say (don’t just say) goodbye (goodbye)
Don’t just say (don’t just say) goodbye (goodbye)
I’ll pick up these broken pieces ’til I’m bleedin’
If that’ll make it right
آه پس فقط نگو (فقط نگو) خداحافظ (خداحافظ)ا
پس فقط نگو (فقط نگو) خداحافظ (خداحافظ)ا
من سعی می کنم مشکلات زندگیمون رو سر و سامون بدم تا زمانی که از خستگی به حال مرگ بیفتم
اگر این کار همه چیزو تو زندگیمون درست کنه
Cause there’ll be no sunlight
If I lose you, baby
There’ll be no clear skies
If I lose you, baby
Just like the clouds, my eyes will do the same
If you walk away, everyday it’ll rain, rain, rain-ai-ai-ain
چون عزیزم اگه از دستت بدم
دیگه هیچ نوری برام وجود نداره
اگه از دستت بدم
دیگه آسمون صاف نمی شه
اگه ترکم کنی
چشمام درست مثل ابر خواهد بارید, خواهد بارید, خواهد بارررررررررررید
یک شنبه 27 مرداد 1392برچسب:, :: 16:54 :: نويسنده : kimiA
Mirror
آینه
With everything happening today
You don’t know whether you’re coming or going
But you think that you’re on your way
Life lined up on the mirror don’t blow it
.
به خاطر همه اتفاقاتی که تازگیها می افته
خیلی گیج شدی
اما فکر می کنی داری راه درست رو می ری
زندگیت تو آینه، سلسله وار نمایش داده شده پس خرابش نکن
.
Look at me when I’m talking to you
You looking at me but I’m looking through you
I see the blood in your eyes
I see the love in disguise
I see the pain hidden in your pride
I see you’re not satisfied
And I don’t see nobody else
I see myself I’m looking at the
.
وقتی دارم باهات حرف می زنم بهم نگاه کن
تو به من نگاه می کنی ولی من به عمق وجودت نگاه می کنم
قرمزی چشمات رو می بینم
عشق رو، در لباس مبدل می بینم
دردی رو که در غرورت پنهان شده می بینم
می بینم که راضی نیستی
و می بینم که کس دیگری کنارت نیست
من خودم رو می بینم، چون من دارم نگاه می کنم به….
.
[Bruno Mars]
Mirror on the wall, here we are again
Through my rise and fall
You’ve been my only friend
You told me that they can understand the man I am
So why are we here talkin’ to each other again?
.
آیینه روی دیوار، دوباره به هم رسیدیم
در صعود و سقوطم تو تنها دوستم بودی
بهم گفتی که اونا می تونن بفهمن که من چه مردی هستم
پس اگه این طوریه چرا ما اینجا دوباره داریم با هم صحبت می کنیم؟
.
Uh, I see the truth in your lies
I see nobody by your side
But I’m with you when you are all alone
And you correct me when I’m looking wrong
I see the guilt beneath the shame
I see your soul through your window pane
I see the scars that remain
I see you Wayne, I’m looking at the…i
.
آه،من حقیقت درون دروغ هات رو می بینم
می بینم که هیچ کسی کنارت نیست
اما من وقتی که تنهای تنهایی، کنارتم
و تو وقتی من اشتباه به نظر میام درستم می کنی
من زیراون پشیمونی گناه رو می بینم
من در عمق اون تکه پنجره، روحت رو می بینم
من زخم های به جا مونده رو می بینم
من تو رو می بینم وین(*اسم خود خواننده) ،چون من دارم نگاه می کنم به….
.
Mirror on the wall, here we are again ([Wayne:] Yeah)
Through my rise and fall ([Wayne:] Uh-Huh)
You’ve been my only friend ([Wayne:] my only friend)
You told me that they can understand the man I am ([Wayne:] they can understand)
So why are we here ([Wayne:] misunderstood) talkin’ to each other again?
.
آیینه روی دیوار، دوباره به هم رسیدیم (آره)
در صعود و سقوطم (آها)
تو تنها دوستم بودی(تنها دوستم)
بهم گفتی که اونا می تونن بفهمن که من چه مردی هستم (اونا می تونن بفهمن)
پس اگه این طوریه چرا ما اینجا دوباره داریم با هم صحبت می کنیم؟(تو درست درک نشدی)
.
Looking at me now I can see my past
Damn I look just like my fucking dad
Light it up, that’s smoke in mirrors
I even look good in the broken mirror
I see my momma smile that’s a blessing
I see the change, I see the message
And no message could’ve been any clearer
So I’m startin’ with the man in the…i
به من نگاه کن حالا من می تونم گذشته ام رو ببینم
گندش بزنن چقدر من شبیه پدر لعنتیمم
یه ذره روشن ترش کن، دروغ باورنکردنی و عجیبی تو آینه ها هست
من حتی تو آینه شکسته هم خوب به نظر میام
من مادرم رو می بینم که لبخند می زنه این یه موهبته
من می تونم تغییر رو ببینم، من پیام رو می بینم
و هیچ پیامی نمی تونه واضح تر از این باشه (*جمله ای از آهنگ مردی در آینه مایکل جکسون)
پس من شروع می کنم با مرد درونِ…
.
[Bruno Mars]
Mirror on the wall
.
آیینه روی دیوار
.
[Lil Wayne]
MJ taught me that
.
ام.جی(*مایکل جکسون) اینو به من یاد داد
.
[Bruno Mars]
Here we are again
Through my rise and fall
You’ve been my only friend
.
دوباره به هم رسیدیم
در صعود و سقوطم
تو تنها دوستم بودی
.
[Lil Wayne]
Take em to Mars man
.
ببرشون پیش مارس، مرد(*اسم خواننده)
.
[Bruno Mars]
You told me that they can understand the man I am
So why are we talkin’ to each other again?
.
بهم گفتی که اونا می تونن بفهمن که من چه مردی هستم
پس اگه این طوریه چرا ما اینجا دوباره داریم با هم صحبت می کنیم؟
.
[Lil Wayne]
Uh…i
.
آه
.
Mirror on the wall, here we are again ([Wayne:] yeah)
Through my rise and fall
You’ve been my only friend ([Wayne:] Any questions?)
You told me that they can ([Wayne:] I come to you) understand the man I am ([Wayne:] You always have the answer)
So why are we here talkin’ to each other again?
.
آیینه روی دیوار، دوباره به هم رسیدیم (آره)
در صعود و سقوطم
تو تنها دوستم بودی (مگه شکی درش داری؟)
بهم گفتی که اونا می تونن (من پیش تو اومدم) بفهمن که من چه مردی هستم (توهمیشه پاسخ پرسش ها رو داری)
پس اگه این طوریه چرا ما اینجا دوباره داریم با هم صحبت می کنیم؟
.
[Bruno Mars]
Mirror on the wall
.
آیینه روی دیوار
.
[Wayne]
A.B.P.
Looks like I did take em’ to Mars this time
.
اِی. بی .پی(*احتمالا منظور نام گروهی از تولید کنندگان موسیقی است)
به نظر میاد این بار تونستم ببرمشون پیش مارس(*اسم خواننده)
.
[Bruno Mars]
(So why are we talking to each other again?)
(پس اگه این طوریه چرا ما اینجا دوباره داریم با هم صحبت می کنیم؟)
یک شنبه 27 مرداد 1392برچسب:, :: 16:46 :: نويسنده : kimiA
Middle Of Nowhere :
you left me spinning like a disco
تو از من می خواهی مثل یک مست تو دیسکو بچرخم
Trying but I don't know
سعی و می کنم امّا نمی دونم
If it can stand straight
بعدش بتونم سر پا بایستم یا نه
You took me, left, when you knew I was right
وقتی فمیدی حق با منه منو رها کردی
And now I gotta fight just to make it through the day
و من حالا باید برای سپری کردن روز هم بجنگم
I never knew what you were capable of
من هیچ وقت نفهمیدم چه چیزی تو رو توانا کرده بود
Baby, I would've kept my heart
عزیزم من می خواستم جلوی عاشق شدنم رو بگیرم
But I gave it up
اما من نتونستم
Baby, I fell in love
عزیزم،من عاشقت شدم
Now I don't know what it's done
حالا من نمی دانم چه شده
[Chorus]
It's so cold with nobody to hold me
خیلی سرده وقتی که کسی نیست من را در آغوشش نگه داره
You're so wrong leaving when you told me
تو اشتباه کردی ترکم کردی وقتی که قبلش بهم گفته بودی
You would never leave me by myself
که هیچ وقت من رو تنها نمیذاری
Out in the middle of nowhere
در میان نا کجا آباد
Now I'm lost
حالا من گم شدم
Trying to make it on my own
سعی می کنم تا راه خودم رو پیدا کنم
I thought I could never do this,
فکر می کردم هیچ وقت نمی تونم تنهایی انجامش بدم
Alone but now I'm walking by myself
اما حالا من خودم به تنهایی قدم بر میدارم (روی پای خودم ایستادم)
Out in the middle of nowhere
در میان نا کجا آباد
You left me broken like a record
تو من رو رها کردی تا بشکنم
Baby, I'm hurt and I don't want to play anymore
عزیزم من صدمه دیدم و دیگر نمی خواهم بیشتر از این بازی کنم
Missed every sign
همه ی نشانه هام رو گم کردم
Believed ever lie
هر دروغی رو باور کردم
And I was waiting for more
و من انتظار بیشتر از اینها رو داشتم
I never knew what you were capable of
من هیچ وقت نفهمیدم چه چیزی تو رو توانا کرده بود
Baby, I would've kept my heart
عزیزم من می خواستم جلوی عاشق شدنم رو بگیرم
But I gave it up
اما نتونستم
Baby, I fell in love
عزیزم،من عاشق بودم
Now I don't know what it's done
حالا من نمی دانم چه شد
You took my heart off my sleeve
تو کلید قلب من را در آستین داشتی
But now I'm taking it back, back
اما حالا من اون رو بر می گردونم
Baby, here I come
عزیزم حالا من آمدم
You took advantage of me
تو به فایده ها ی من نگاه می کردی
I don't appreciate that, that
من قدرش رو ندونستم
You son of a gun
تو آدم پستی هستی (نامرد)
[Chorus]
It's so cold with nobody to hold me
خیلی سرده وقتی که کسی نیست من را در آغوشش نگه داره
You're so wrong leaving when you told me
تو اشتباه کردی ترکم کردی وقتی که قبلش بهم گفته بودی
You would never leave me by myself
که هیچ وقت من رو تنها نمیذاری
Out in the middle of nowhere
در میان نا کجا آباد
Now I'm lost
حالا من گم شدم
Trying to make it on my own
سعی می کنم تا راه خودم رو پیدا کنم
I thought I could never do this,
فکر می کردم هیچ وقت نمی تونم تنهایی انجامش بدم
Alone but now I'm walking by myself
اما حالا من خودم به تنهایی قدم بر میدارم (روی پای خودم ایستادم)
Out in the middle of nowhere
در میان نا کجا آباد
It's so cold with nobody to hold me
خیلی سرده وقتی که کسی نیست من را در آغوشش نگه داره
You're so wrong leaving when you told me
تو اشتباه کردی ترکم کردی وقتی که قبلش بهم گفته بودی
You would never leave me by myself
که هیچ وقت من رو تنها نمیذاری
Out in the middle of nowhere
در میان نا کجا آباد
Now I'm lost
حالا من گم شدم
Trying to make it on my own
سعی می کنم تا راه خودم رو پیدا کنم
I thought I could never do this,
فکر می کردم هیچ وقت نمی تونم تنهایی انجامش بدم
Alone but now I'm walking by myself
اما حالا من خودم به تنهایی قدم بر میدارم (روی پای خودم ایستادم)
Out in the middle of nowhere
در میان نا کجا آباد
یک شنبه 27 مرداد 1392برچسب:, :: 16:40 :: نويسنده : kimiA
Same bed but it feels just a little bit bigger now این همون تخته ولی انگار الان یه کم بزرگتر شده Our song on the radio but it don’t sound the same اهنگمون از رادیو پخش میشه ولی به نظرنمیاد همون باشه When our friends talk about you, all it does is just tear me down وقتی دوستامون درباره ی تو حرف میزنن فقط اشکهای من پایین میریزه Cause my heart breaks a little when I hear your name چون قلبم یه کم میشکنه وقتی اسم تورو میشونم It all just sounds like oooooh… همه ی این فقط به نظر میرسه که Mmm, too young, too dumb to realize برای فهمیدن خیلی جوون و کند ذهنی That I should have bought you flowers که من برات گل خریده ام And held your hand و دست تورو نگه داشتم Should have gave you all my hours باید تمام وقتمو به تو میدادم When I had the chance وقتی که فرصت داشتم Take you to every party تورو به هر پارتی ای میبرم Cause all you wanted to do was dance چون تمام کاری که میخواستی انجام بدی رقصیدن بود Now my baby’s dancing حالا عشق من داره میرقصه But she’s dancing with another man اما اون داره با یه مرد دیگه میرقصه My pride, my ego, my needs, and my selfish ways سربلندیم، نفسم، احتیاجام و روش های مغرورانم Caused a good strong woman like you to walk out my life چون یه زن قوی و خوب،مثل تو، روی زندگیم اعتصاب کرده Now I never, never get to clean up the mess I made, ohh… حالا من هرگز اشفتگی که باعثش شدم رو درست نمیکنم And it haunts me every time I close my eyes وهر بار که چشمامو میبنم این بهم ثابت میشه It all just sounds like oooooh… همه ی این فقط به نظر میرسه که Mmm, too young, too dumb to realize برای فهمیدن خیلی جوون و کند ذهنی That I should have bought you flowers که من برات گل خریده ام And held your hand و دست تورو نگه داشتم Should have gave you all my hours باید تمام وقتمو به تو میدادم When I had the chance وقتی که فرصت داشتم Take you to every party تورو به هر پارتی ای میبرم Cause all you wanted to do was dance چون تمام کاری که میخواستی انجام بدی رقصیدن بود Now my baby’s dancing حالا عشق من داره میرقصه But she’s dancing with another man اما اون داره با یه مرد دیگه میرقصه Although it hurts با اینکه صدمه بهم میزنه I’ll be the first to say that I was wrong من اولین کسی خواهم بود که بگم اشتباه بودم Oh, I know I’m probably much too late اوه من میدونم که احتمالا خیلی دیر کردم To try and apologize for my mistakes که سعی کنم بابت اشتباهاتم عذر بخوام But I just want you to know اما من فقط میخوام که بدونی I hope he buys you flowers امیدوارم اون برات گل بخره I hope he holds your hand امیدوارم اون دستتو بگیره Give you all his hours تمام وقتشو برات بذاره When he has the chance وقتی که فرصت داشت Take you to every party تو رو به هر پارتی ای ببره Cause I remember how much you loved to dance چون یادم میاد که چقدر عاشق رقصیدن بودی Do all the things I should have done When I was your man همه ی کارایی که وقتی مرد تو بودم،باید انجام میدادم رو بکنه Do all the things I should have done When I was your man همه ی کارایی که وقتی مرد تو بودم،باید انجام میدادم رو بکنه سلام سپید pheabeخخخخخخخخخخ خیلی باحاله am i crazy or this is totally go? thank you reachal but look at monika موفق باشی عزیزم بچه ها میخواستم بپگ منو ارمغان از سال پنجم ابتدایی همو میشناختیم اولش همش دعوا میکردیم اما دوم راهنمایی خیلی صمیمی شدیم و من الان میگم بعضی اوقات دوستای خوبی بودیم اما خیلی وقتا نه ازش میخوام در حضور همه دیگه دوست من نباشه مرسی جمعه 25 مرداد 1392برچسب:, :: 19:3 :: نويسنده : sepid
آقا گمانم من شما را دوست...حسی غریب و آشنا را دوست...نه نه! چه می گویم فقط این کهآیا شما یک لحظه ما را دوست؟منظور من این که شما با من...من با شما این قصه ها را دوست...ای وای! حرفم این نبود اماسردم شده آب و هوا را دوست...حس عجیب پیشتان بودننه! فکر بد نه! من خدا را دوست...از دور می آید صدای پاحتا همین پا و صدا را دوست...این بار دیگر حرف خواهم زدآقا گمانم من شما را دوست...چهار شنبه 23 مرداد 1392برچسب:, :: 14:3 :: نويسنده : armaghan
بچه که بودم یه بار مامانم خواست منو تنبیه مدرن کنه منو تو انباری زندونی کرد منم اون تو شروع کردم به آواز خواندن با صدای بلند یهو دیدم در باز شد مامانم با لوله جاروبرقی اومد دوباره منو تنبیه سنتی کرد:|! . . . من از بچگی ۱ستاره رو نشون کردم تو آسمون میگفتم این ستاره منه وقتی فهمیدم چراغ دکل مخابراته کمرم شکست . . . ﺍﯾﻨﮑﻪ ﭘﺪﺭ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﯼ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﻣﻘﺼﺮ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﻭﻟﯽ ﺍﮔﻪ ﭘﺪﺭ ﺯﻥ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﮑﻨﯽ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﻘﺼﺮﯼ! پیام اخلاقی سریال مادرانه . . . بابام رفته مسافرت، هر شب ساعت ۲ اس ام اس می زنه بهم: پاشو کولر رو خاموش کن! . . . دارم به این فکر میکنم که : آﺩﻡ ﻣﯿﺘﻮﻧﻪ ﯾﻪ ﺯﻥ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﺑﮕﯿﺮﻩ ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﻣﺮﻭﺭ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﻭ ﺟﺮﺍﺣﯽ ﺑﯿﻨﯽ ﻭ ﺳﺎﯾﺮ ﻗﻄﻌﺎﺗﺶ ﺭو ﺑﺪﻩ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯼ ﺍﺭﺯﻭﻧﺘﺮ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﺩ ! . . . یه روز بابا اسفنجی میره مصاحبه جلو جنسیت مینویسه سایر موارد :دی . . . آغا من موندم چرا همیشه عکس ده نفر برتر کنکور رو تلوزیون نشون میده باور کنید ده نفر آخر شدن سختر از اونه مسئولین کجایید !؟ . . . احترام پدرم به حریم خصوصی به این صورته که اول در رو باز میکنه٬ بعد طی همون فرایند باز شدن در٬ همزمان چند ضربه ای هم به در میزنه ! . . . تو فکرم یه نمایشگاه بزنم نقاشی هایی که موقع درس خوندن واسه کنکور کشیدم رو به نمایش بذارم ! . . . دقت کردین !؟ زیباترین حالت یخچال وقتیه که الویه توش داره !
. . . تو جمعهایی که همش به شوخی و خنده میگذره٬ تظاهرم درد میگیره !! . . . یکی از خصوصیات خوبم اینه که: کسی ک منو دوس داشته باشه هیچ وخت پیر نمیشه یا دق مرگش میکنم یا خودش جوون مرگ میشه ! . . . یکی از رفیقام رتبشو با ۱۴۴* وارد کرده خطش شارژ شده ! . . . یه مغازه + یه پرده چرک + یه مبل راحتی سه نفره + یه تلویزیون ۱۴ اینچ + چندتا رفیق که ماشین دارن + تلفن = تاکسی تلفنی ! . . . این طوری که سریال “مادرانه” داره پیش میره،قسمت آینده گل بانو:الو…سلام آقا محمد جواد… محمد جواد:سلام چی شده گل بانو؟؟؟ -آقا محمد جواد ارسلان رفته دستشویی…آب قطعه آقا محمد جواد… -(یه نفس عمیق) الان راه میوفتم… . . . موند به دلمون یه بار بریم سینما و فقط یه فیلم نیگا کنیم لامصب هر صندلیو نیگا میکنی یه فیلم جداگانست یکیم از یکی جذاب تر . . . مامانم وقتی از دستم عصبی میشه میگه: بخدا اگه باهات بیام خواستگاری ب دختره میگم چه خری هستی! دوستان برید کنار ی وقت توی عشق و محبت دفن نشید! . . . راز چیست؟ چیزیه که دخدرا به همه میگن که به هیچ کسی نگن! . . . سوالم از آقای گالیله اینه که: اگه زمین باسرعت دور خودش می چرخه پس چرا اینقدرهوا گرمه کصافطططططططط…:| . . . یکی از بدترین حالات زندگی اینه که جوراب پات باشه و پات بره تو دمپایی خیس دستشویی تمام ذوق و شوق ر*دن از بین میره ! . . . کتلت هدفش این بوده که کباب کوبیده بشه ولی مشکلات زندگی مانع پیشرفت بیشترش شده ! . . . اگه به یه مسلمون غیر ایرانی بگی ماه رمضون حتما یاد گشنگی و هیچی نخوردن میفته اما اگه به ایرانیی بگی حتما یاد سفره های مفصل افطار و نذری خلاصه هرچی خوردنیه میفته ! . . . نقشی که کوله پشتی رها تو فیلم مادرانه داشته ، خود رها نداشته !:))
دو شنبه 21 مرداد 1392برچسب:, :: 21:14 :: نويسنده : kimiA
نیکی و بدی لئوناردو داوینچی موقع کشیدن تابلو “شام آخر” دچار مشکل بزرگی شد: می بایست “نیکی” را به شکل "عیسی” و “بدی” را به شکل “یهودا” یکی از یاران عیسی که هنگام شام تصمیم گرفت به او خیانت کند، تصویر می کرد. او کار را نیمه تمام رها کرد تا مدلهای آرمانیاش را پیدا کند.
روزی در یک مراسم همسرایی, تصویر کامل مسیح را در چهره یکی از جوانان همسرا یافت. جوان را به کارگاهش دعوت کرد و از چهره اش اتودها و طرحهایی برداشت.
سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقریباً تمام شده بود ؛ اما داوینچی هنوز برای یهودا مدل مناسبی پیدا نکرده بود. کاردینال مسئول کلیسا کم کم به او فشار می آورد که نقاشی دیواری را زودتر تمام کند.
نقاش پس از روزها جست و جو , جوان شکسته و ژنده پوش مستی را در جوی آبی یافت. به زحمت از دستیارانش خواست او را تا کلیسا بیاورند , چون دیگر فرصتی بری طرح برداشتن از او نداشت. گدا را که درست نمی فهمید چه خبر است به کلیسا آوردند، دستیاران سرپا نگهاش داشتند و در همان وضع داوینچی از خطوط بی تقوایی، گناه و خودپرستی که به خوبی بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداری کرد.
وقتی کارش تمام شد گدا، که دیگر مستی کمی از سرش پریده بود، چشمهایش را باز کرد و نقاشی پیش رویش را دید، و با آمیزه ای از شگفتی و اندوه گفت: “من این تابلو را قبلاً دیده ام!” داوینچی شگفت زده پرسید: کی؟! گدا گفت: سه سال قبل، پیش از آنکه همه چیزم را از دست بدهم. موقعی که در یک گروه همسرایی آواز می خواندم , زندگی پر از رویایی داشتم، هنرمندی از من دعوت کرد تا مدل نقاشی چهره عیسی بشوم!
“می توان گفت: نیکی و بدی یک چهره دارند ؛ همه چیز به این بسته است که هر کدام کی سر راه انسان قرار بگیرند.” پائولو کوئیلو هنر دروغی است که چشمانمان را رو به حقایق باز میکند درود بر همه دوستای گلم
بذارین از کسایی که در همه ی شرایط با نظراتشون منو خوشحال میکنن تشکر کنم
(سپیده _ پگاه_ زهرا جوونم_ زهرا رفیعی_ تینا_و اقای حاج شفیع )
دوستون دارم و ممنون
ببخشید یه مدت مطلب اپ نکردم
نمیتونستم بیام اما بالاخره برگشتم
یه سری برنامه ها دارم یه سری لینکام که وبلاگاشون و بستن و پاک میکنم
و لینکای جدید اضافه میکنم
مطالبو دسته بندی میکنیم
و با افزایش وبلاگ تو لینکا دوست هی مجازیمونو بالا میبیریم
در نتیجه بازدید میره بالا
انتقاد بیشتر و سازنده تر میشه
مطالب قوی تر میشه
راستی پگاهه نمیبینمت تو تاک
سپیده ببخشید اون روز اومده بودی منو ببینی من نبودم معذرت نمیدونستم
بالاخره تونستم بیام تو وبلاگ اوووووف بعد از دو سه هفته اول از همه باید بگم تولد سپیده جونم مبارک دست دست دست قرشو برم هوو هووو 16 سال پیش یه فرشته به دنیا اومد اینم دوست اون فرشته است که خودشم فرشته است بیا شمع هاتو فوت کن بیا سپیده جونم دوست دارم امیدوارم100000000000000000000000000000 ساله شی چه روزگاری بود دوست دارم سامپیده
توی گوگل این کلمه رو سرچ کنید...
شاعر قرن پنجم :هوا بس ناجوانمردانه سرد است........ شاعر معاصر :بووووو سرده کاپشنم کو؟؟؟؟
یکی از تکراری ترین وسختترین سوالای مامانم تو خونه ما :غذا چی درست کنم? رفتم از عابر بانک پول بگیرم میگه:
به یکی همینطوری اسمس دادم :“ببخشید میتونم شمارتونو داشته باشم؟ ” ﻧﺬﺍﺭ ﺩﻫﻨﻤﻮ ﻭﺍ ﮐﻨﻢ ﺑﺮﯾﻨﻢ ﺑﻬﺕ :| ﯾﻌﻨﯽ این بشر ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻓﺶ ﺩﺭﯾﭽﻪ ﺍﯼ ﺟﺪﯾﺪ ﺑﻪ ﺭﻭﯼﻋﻠﻢ ﺑﯿﻮﻟﻮﮊﯼ ﻭ ﻣﺒﺤﺚ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺁﻧﺎﺗﻮﻣﯽ ﺑﺪﻥ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ.
دانشجوی عزیز
وقتی که تو آمریکا برق میره :پسرم به اداره برق زنگ بزن
سوال مسابقه نود در شهر حیف نون اینا:
تو رو خدا با هر کی قهر می کنین، با ماماناتون قهر نکنین به اندازه کافی خواننده داریم.
رفته بودم حموم مامانم اومده پشت در میگه :حمومی؟؟!؟!
خاﻟﻪ ﻡ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺑﭽﻪ ﺵ ﺁﺏ ﭘﺮﺗﻘﺎﻝ ﺑﺪﻩ ﻧﻤﯿﺨﻮﺭﺩ... ﮔﻔﺘﻢ ﺑﺪﻩ ﻣﻦ ﺑﻬﺶ ﻣﯿﺪﻡ، ﺑﺮﺩﻣﺶ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻕ ﻫﺮ ﮐﺎﺭ ﮐﺮﺩﻡ ﻧﺨﻮﺭﺩ، ﻣﻨﻢ ﺍﺯﻟﺠﺶ ﻫﻤﻪ ﺭﻭ ﺧﻮﺩﻡ ﺧﻮﺭﺩﻡ ﺑﻪ ﺧﺎﻟﻪ ﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﻫﻤﺸﻮ ﺧﻮﺭﺩ. ﮔﻔﺖ ﺩﺳﺖ ﺩﺭﺩ ﻧﮑﻨﻪ ﺷﮑﻤﺶ ﮐﺎﺭ ﻧﻤﯿﮑﺮﺩ ﺩﺍﺭﻭﯼ ﻣﺴﻬﻞ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﺮﺍﺵ ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺷﺐ ﺑﺎ ﺍﯾﺰﯼ ﻻﯾﻒ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻡ :ﺍ
ز جلوی پارک خونمون رد میشدم
خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست
تﺼﻮﺭ ﻛﻨﻴﻦ ﺩﺧﺘﺮﺍ ﺑﺮﻥ ﺟﺒﻬﻪ ﺟﻨﮓ: یعنی ﻣﻮﻧﺪﻡ ﭼﯽ ﺑﮕﻢ :|
گفتوگوی دو دختر پای تلفن:
ﺩﯾﺪﻳﻦ ﺗﻮ ﻓﻴﻠﻤﺎ:
گوشی خواهرم زنگ میخورد بردم بدم بهش نوشته (امیر حسین در حال تماس)،حین حرف زدن بهش میگه سمیرا جون.
داشت برنامه عمو پورنگ رو نشون میداد،
یک شنبه 16 تير 1392برچسب:, :: 16:34 :: نويسنده : kimiA
تو کافی شاپ بودم که باد شکم اومد سراغم!
به مامانم گفتم امشب تولدمه هااااا! گفت پس برو خونه رو مرتب کن زنگ بزنم خالت اینا بیان.
زنگ زدم به پسر عموم دیدم
یکی زنگ زد بهم گفت از شرکت گاز مزاحم میشم :میخواستم بیام لباتونو گاز بگیرم. قط کردم بهش زنگ زدم. گفتم از اداره ی آب و فاضلاب مزاحم میشم :میخواستم بیام واسه تخلیه ی شکمتون خیلی گ*ه زیادی خوردین داره پر میشه. دیگه زنگ نزد بیچاره.
خواهرزادمو (۵ سالشه) بردم تو سوپر هرچی دید میخواست هی میگفت از اینا از اینا.. تجاوز یعنی دختری به خاطر نگاه هرزه تو، تو گرمای تابستون روسریشو تا پیشونی جلو بکشه
یه سوتی دادم پدیده:))))))))
اومدم خونه، مادربزرگم تا منو دید گفت:
عاشق اون لحظه ام که استاد جک میگه و هیشکی نمیخنده.
یه ناشناس برام اس داده بود :یه میلیون که میخواستی جور کردم؛ شماره حسابتو بفرس تا برات بریزم! عاغا ماهم شماره حسابمونو دادیم
پدر من در اولین برخورد با نرم افزار گوگل ارت فرموندن ساکت که میشینی میذارن پای جواب نداشتنت، عمرا بفهمن داری جون می کنی تا حرمت ها رو نگه داری... کلاس دوم دبستان، دوستم به من گفت :"مسخره"
پنج شنبه 6 تير 1392برچسب:, :: 19:14 :: نويسنده : kimiA
تفلد تفلد تفلدت مبااااااااااااااارک
ایشاالله 1000000000000000000000000000000000000 ساله شی
قرشو برم قرشو برم قرشو برم هوووووووووووووووووووووووووووووهووووووووووووووووووووووووا اینم بادکنکات امیدوارم خوشت بیاد تولدت مبااااااااااااااااااااااااااااااااارک سالروزت خجسته
جشن تو جشن تولد تمومه خوبياس جشن تو شروع زيباى تمومه شادياس ...
هرروز برات رویایی باشد دردست نه دوردست عشقی باشد دردل نه درسر ودلیلی باشد برای زندگی نه روزمره گی تولدت مبارک
خدای اطلسی ها با تو باشد * پناه بی کسی ها با تو باشد * تمام لحظه های خوب یک عمر* بجز دلواپسی ها با تو باشد * تولدت مبارک سه شنبه 4 تير 1392برچسب:, :: 13:40 :: نويسنده : kimiA
گلایـه دكتر شریـعتی از خـدا و جـواب سهراب سپـهری سه شنبه 4 تير 1392برچسب:, :: 1:2 :: نويسنده : kimiA
برو ادامه مطلب اگه نری خداییش از دستت رفته من از یکیش خیلی خوشم اومد بحدسید کدوم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ادامه مطلب ... دو شنبه 3 تير 1392برچسب:, :: 23:55 :: نويسنده : kimiA
مقـر اروپایـی گوگـل در دوبلیـن به روایـت تصویـر ادامه مطلب ... دو شنبه 3 تير 1392برچسب:, :: 23:53 :: نويسنده : kimiA
ادامه مطلب ... پيوندها
|
|||||||||||||||||||
![]() |